تبلیغات
وبلاگ محبان اهل قلم - آزادسازی خرمشهر
   

 ورود به سایت محبان ...

 

ارسال مطلب...

 

لطفا مطالب خود را به ایمیل mohebbane_adib@yahoo.com  ارسال کنید

 

 

نوای انتظار

   

 

برای دانلود كلیك كنید

 

 

 

لینکستان

 

 3 دردهجران(پاسخ به سوالات مهدویت)

 

 3 ناگفته های مدفون

 

 3 نا گفته های مدفون۲

 

 3 نرگسی

 

 3 انا مجنون الحسین ع

 

 3 یا هو

 

 3 گنجینه اسرار ( یار )

 

 3 تکاثر

 

 3 نجوا (احسان)

 

 3 لقاء یار ( یار غریب من )

 

 3 از ملک تا ملکوت

 

 3 آخوند وبلاگ نویس

 

 3 یا لثارات الحسین علیه السلام

 

 3 محض یار مهربان

 

 3 گل نرگس

 

 3 بزرگان اهل تمییز

 

 3 شیدایی

 

 3 نوای چفیه

 

 3 بی قرار ظهور

 

 3 محرم ( مسیحا )

 

 3 سایت شخصی مرصاد

 

 3 HURAMAZD13 (محمد عماد صادقیان)

 

 3 ماه نامه(تنها نو بهار)

 

 3 گل یخ

 

 3 یادداشتهای(شهید)امپراطور

 

 3 تجلی عشق

 

 3 وب نگاشت

 

 3 فقط خدا ( بنده خدا )

 

 3 دلنوشته

 

 3 آه عاشقان

 

 

جستجو

  

جستجو در بلاگ

 

آمار وبلاگ

 

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
[cb:stat_total_view]

 

.........................................

 

 

 

  <آزادسازی خرمشهر

 

khorramshar

بیاد سوم خرداد سالروز حماسه همیشه تاریخ ایران ...آزادی خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه می‌تپید و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادری بود كه فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود و در بی‌پناهی پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نیز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزیر شدند كه به آن سوی شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهایی بود كه جز در پازپس‌گیری شهر برآورده نمی‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونین‌شهر شده بود. خرمشهر خونین ‌شهر شده بود تا طلعت حقیقت از افق غربت و مظلومیت رزم‌آوران و بسیجیان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر این آفاق می‌توان نگریست؟ آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیكرهاشان زیر شنی تانكهای شیطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پیوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمی‌یابند. گردش خون در رگهای زندگی شیرین است اما ریختن آن در پای محبوب، شیرین‌تر است؛ و نگو شیرین‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حیات به خون وابسته است. اگر خون یعنی همه حیات… و از ترك این وابستگی دشوارتر هیچ نیست پس، بیشترین از آن كسی است كه دست به دشوارترین عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسی می‌بخشد كه این راز را دریابد. آن كس كه لذت این سوختن را چشید در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی هیچ نمی‌یابد.

آنان را كه از مرگ می‌ترسند از كربلا می‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقیقت وجود انسان را از میان هاویه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بیاموزد.

آنان را كه از مرگ می‌ترسند از كربلا می‌رانند. وقتی كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معنای شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبی عاشورایی برپا شود و كربلائیان پای در آزمونی دشوار بگذارند…

كربلا مستقر عشاق است و شهید سید محمد علی جهان‌آرا چنین كرد تا جز شایستگان كسی در آن استقرار نیابد. شایستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جایی برای ماندن ندارد. شایستگان جاودانند؛ حكمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی‌انتهای نور نور كه پرتوی از آن همه كهكشانهای آسمان دوم را روشنی بخشیده است.

 

نوشته شده توسط آسمان در  چهارشنبه 3 خرداد 1385  و ساعت 08:05 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر